محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5361

تاريخ الطبرى ( فارسي )

در اين سال فضل بن عباس عباسى كه ولايتدار مكه بود سالار حج شد . از پس اين سال تا به سال دويست و پانزدهم مسلمانان غزاى تابستانى نداشتند . ( 338 آنگاه سال صد و نود و دوم در آمد سخن از خبر حوادثى كه به سال صد و نود و دوم بود در اين سال مبادلهء اسيران ميان مسلمانان و روميان به دست ثابت بن نصر انجام شد . و هم در اين سال رشيد از رقه بر كشتيها به مدينه السلام آمد كه مىخواست براى نبرد رافع سوى خراسان رود . روز جمعه پنج روز مانده از ماه ربيع الاخر به بغداد رسيد . پسر خويش قاسم را در رقه جانشين كرده بود و خزيمة بن خازم را به دو پيوسته بود . از آن پس ، شامگاه دو شنبه پنج روز رفته از شعبان از پى نماز پسينگاه از خيزرانيه روان شد و شب را در بستان ابو جعفر به سر برد . آنگاه روز بعد سوى نهروان رفت و آنجا اردو زد و حماد بربر را سوى اعمالش روان كرد و پسر خويش محمد را بر مدينة السلام جانشين كرد . ذو الرياستين گويد : وقتى رشيد مىخواست براى نبرد رافع سوى خراسان رود به مامون گفتم اكنون كه رشيد سوى خراسان مىرود نمىدانى بر او چه رخ مىدهد . خراسان ولايت تو است ، محمد بر تو تقدم دارد و بهترين كارى كه دربارهء تو بكند اينست كه خلعت مىكند . وى پسر زبيده است . بنى هاشميان دائيان ويند . زبيده با اموالش ( پشتيبان اوست [ 1 ] ) از او بخواه كه ترا با خويشتن ببرد .

--> [ 1 ] در متن نيست بقرينه اضافه شد براى احتمال كلام ( م )